|
همه او را تنها گذاشتند
محمد سرابي
«ميرزا كوچك خان جنگلي» يكي از مبارزان عليه حكومت شاهنشاهي ايران بود كه
در فاصله بين ضعيف شدن حكومت قاجاريه و قدرت گرفتن رضاخان توانست براي مدتي
عليه آنها مبارزه كند.
«ميرزا يونس»، معروف به ميرزا كوچكخان با تحصيل علوم مذهبي و همين طور
آشنايي با دانش و سياستهاي كشورهاي استعمارگر به اين نتيجه رسيده بود كه
بايد با استفاده از سلاح به جنگ حكوت شاهنشاهي ايران برود. او با كمك
تعدادي ديگر از مبارزان در ابتدا گروه «اتحاد اسلام» را در رشت تشكيل داد،
ولي با حمله نظاميان انگليسي در سال 1298 اين گروه از بين رفت. ارديبهشت
سال بعد ارتش اتحاد جماهير شوروي وارد گيلان شد و بندرانزلي را اشغال كرد.
آنها در اصل در تعقيب دشمنان دولت شوروي بودند، ولي نمايندگان سياسي اين
دولت كه ميخواستند به نحوي در ايران نفوذ كنند، از طريق ارتش به ميرزا
كوچك خان و ديگر مبارزان پيشنهاد كمك و همكاري دادند. ميرزا، شرايط را با
احتياط بسيار بررسي ميكرد. او براي مبارزه با نظام شاهنشاهي نياز به اسلحه
داشت، ولي اگر اسلحههاي رايگان شوروي را قبول ميكرد به آن كشور وابسته ميشد.
ميرزا در مذاكره با شوروي حاضر شد در قبال پرداخت پول از آنها اسلحه بخرد،
به شرط اين كه دولت شوروي در مسائل داخلي ايران دخالت نكند و نيروهاي نظامي
خود را در خاك ايران افزايش ندهد و تصميمگيري درباره نوع حكومت ايران هم
بر عهده نمايندگان مردم ايران باشد و اموال هيچ كس مصادره نشود.
پس از آن، ميرزا موفق شد با كمك يارانش وارد شهر رشت شود. نظاميان دولتي در
مقابل او مقاومت نكردند و شهر ، روز 18 خرداد 1299 به دست ميرزا كوچكخان
فتح شد. ولي عوامل دولت شوروي كه نميخواستند با دولت مركزي ايران درگير
شوند، به تعهدهاي خود عمل نكردند. اختلافهاي داخلي جنگليها هم باعث بروز
تفرقه شد و در سال بعد افرادي مثل احسانالله خان، خالو قربان و حيدر خان
عمواوغلي از نهضت جنگل خارج شدند. سرانجام ميرزا كوچكخان در كوههاي تالش،
زماني كه به دنبال جمع كردن و سازماندهي دوباره دوستانش بود، در اثر سرماي
شديد درگذشت.
ميرزا، قسمت عمده زندگي خود را در مبارزه گذراند و هميشه در اين فكر بود كه
آزاديخواهي خود را حفظ كند و به كشور ديگري وابسته نشود. عوامل رضاخان كه
به دنبال از بین بردن او بودند، جسدش را در ميان برفها پيدا كردند و سر او
را براي رضا خان فرستادند.
چاپ
ارسال به دوستان |